انـــــــــــتظار
می آید و کلمه انتظار از واژه نا مه ها حذف خواهد شد
کنکاش می کنم کنکاش می کنم شاید حرف های ناگفتنی ام رو بتونم به زبون بیارم اما نمیتنونم نمیشه .خیلی سخته ها آدمی حرف هائی تو دلش سنگینی کنه اما نتونه بزنه یه بغضی تو گلوش باشه نتونه بشکنه … من تو این وبلاگ نه حرف از سیاست می زنم نه حرف از چالش های سیاست ویل دورانت میگه صداقت تو سیاست حماقته من نمی خوام دنیای پاکم به هم بخوره طرفدارحزب یا گروهک خاصی نیستم .. من امشب بعد از مدت ها که با قلم بیگانه شده بودم دارم می نویسم …دارم می نویسم اما بدون مقصود و هدف خاصی بدون اینکه از موضوعی پیروی کنم درونم دگرگون و آشوب و نگاهم….. نمی فهم ام این حس از کجا گره خورده ..امشب به قدر شب های از دست رفته ام به قدر شب های خوب و آروم ام دل پر آشوبی دارم . نگرانم نگران اینکه کودکی از مادری جدا بشه یا دخترکوچک بی گناهی مدام اسم پدر رو تکرار کنه و بی قراری کنه و چشم انتظار ورود پدرش با دست های پرو نگاه مهربانانه اش باشه و یا پدر و مادری داغدیده جوان پرشرو شوری باشند که هدفشان تحقق آمال و آروزی فرزندشان بود تو این قرن 21 کی رو باید باور کرد؟دست به دامن چه کسی باید برد؟از چه کسی بابد کمک خواست حرف دل رو به کدوم سنگ صبور ایمنی باید زد؟ تو این لحظه های بی قراری تو این لحضه های آشوب دل نه فقط دل من دل همه آدماو نگاه های پر اضطراب باید به کدوم ناجی که هیچ چشم داشتی بهت نداره پناه اورد تا بیای جواب این سوالا رو پیداکنی عمری ازت گذاشته و اصلا معنی زندگی رو هضم نکردی زندگی که آرامش حرف اول رو می زنه زندگی که عشق و محبت مهم ترین نیاز برای تو به اصطلاح بشره ما آدما با خودمون هم غریبیم دلمون پاره پاره که دلخوشی نمی دونم اصلا تو زندگی هامون پیدا میشه که به حسرت و اشک و اندوه به سرانجام نرسه پی نوشت : خدا از رگ گردن به ما نزدیک تره …. … به آدمی قدرت درک قدرت انتخاب قدرت تصمیم داده جواب تمامی سوالات مربوط به کائنات ذاتا در ذهن ما مهندسی گردیده ولی ما خاکروبه اش نمی کنیم تا از زیر این همه موردهای منفی که مدیریت ذهن رو خراب کرده بیرون بکشیم و بفهمیم که باید نیمه ی پر لیوان رو نیگا کرد ما تا زمانی که نفس می کشیم به زندگی کردن نیاز داریم
| Design By : Night Skin |


