تبليغاتX
انـــــــــــتظار - به خدا من همه را لاف زدم


انـــــــــــتظار

می آید و کلمه انتظار از واژه نا مه ها حذف خواهد شد

خسته ام، مي فهميد؟


خسته از آمدن و رفتن و آوار شدن

خسته از حس غريبان? اين تنهايي

بخدا خسته ام از اينهمه تکرار سکوت

بخدا خسته ام از اينهمه لبخند دروغ

هم? عمر دروغ

گفته ام من به شما

گفته ام

عاشق پروانه شدم؟

واله و مست شدم از ضربان دل گل؟

شمع را مي فهمم؟

کذب محض است

دروغ است

دروغ

من چه ميدانم از

حس پروانه شدن؟

من چه ميدانم گل

عشق را ميفهمد

يا فقط دلبريش را بلد است؟

من چه ميدانم شمع

واپسين لحظ? مرگ

حسرت زندگيش پروانست

يا هراسان شده از فاجع? نيست شدن؟

به خدا من همه را لاف زدم

بخدا من هم? عمر به عشاق حسادت کردم

باختم من هم? عمر دلم را

به سراب

باختم من هم? عمر دلم را

به هراس تر يک بوسه

به لبهاي خزان

بخدا لاف زدم

من نمي دانم عشق

رنگ سرخ است ؟

آبيست؟

يا که مهتاب هر شب

واقعاً مهتابيست؟

عشق را در طرف کودکيم

خواب ديدم يک بار

خواستم صادق و عاشق باشم

خواستم مست شقايق باشم

خواستم غرق شوم

در شط مهر و وفا

اما حيف

حس من کوچک بود

يا که شايد مغلوب

پيش زيبايي ها

بخدا خسته شدم

مي شود قلب مرا عفو کنيد؟

و رهايم بکنيد

تا تراويدن از پنجره را درک کنم؟

تا دلم باز شود؟

خسته ام ، درک کنيد

ميروم زندگيم را بکنم

ميروم مثل شما

پي احساس غريبم تا باز

نوشته شده در ساعت توسط دخترباران| |


Design By : Night Skin