انـــــــــــتظار
می آید و کلمه انتظار از واژه نا مه ها حذف خواهد شد
از آنهاییکه بین گل کاکتوس و گل لاله فرقی نمی گذارند. داشتم می رفتم تا از این دنیا با تمام نیرنگ ها بدیها و پستی هایش فرار کنم. گمان نمی کردم چشمی در جستجوی من باشد.در راهی بودم که از انتهایش خبر نداشتم و هرچه بیشتر پیش می رفتم . بیشتر رنج می بردم . از همه چیز دل بریده بودم . در انتظار مردن لحظه ها را سپری می کردم. دیگر حتی افتادن برگ درختان هم مرا ناراحت نمی کرد. دلم از سنگ شده بود. وجودم سرد ِ سرد. تنها برای خاک زنده بودم . من در نظر درختان .گلها و زلالی چشمه ها مرده بودم.من با زندگ لج کرده بودم و زندگی هم به عکس العمل های من م خندید. حاضر نبودم که ببینم در زندگی شکست خورده ام . تمام حرفها و اشکهایم را پشت غرورم پنهان کرده بودم. نمی خواستم که کسی برایم گریه کند. من تصور می کردم راهی برای بازگشت وجود ندارد. از سراسر وجودم غرور می جوشید که از بازگشتنم خودداری می کرد. تا اینکه سحر بوی گلهای کنار جاده نظرم را جلب کرد.از زمانی که پا در این راه گذاشته ام این اولین چیزی بود که نظرم را جلب می کرد. باد موسیقی زندگی را می نواخت و من با گلها می رقصیدم .دگر واژه زندگی برایم زیبا بود. زنده بودم تا زندگی کنم.افسوس که یک برگ پاییزی همه چیز را دوباره از من گرفت و باز در این دنیا تنهای تنها شدم . دلم می خواست فریاد بکشم و انتقام بگیرم . اما بر لبهای من ترانه سکوت جاری بود.از پشت پرچین سکوت به زندگی نگاه می کردم. دلم می خواست برگردم. ولی داغ گلهای کنار جاده در دلم تازه می شد مجبور شدم در این راه بی پایان جلوتر روم................
از تمام کسانی که ساکن کوچه شهید ... هستند اما وقتی پیرزنی قد خمیده را می بینند که زنبیلی حاوی نان و سبزی را بدست گرفته و به سختی قدم برمی دارد با حالتیکه انگار از بی معرفتی جوانان زمانه رنج می برند و می گویند تو را به خدا نگاه کن آیا پیرزن پسری ندارد که خود برای مایحتاج خانه این چنین سختی می کشد ؟ و نمی دانند این پیره زن مادر همان شهیدی است که آنها زیر تابلوی نام او ایستاده اند .
از تمام کسانیکه ناکسند از عارفان بی معرفت ، از عالمانی که عادل نیستند ، از عادلانی که عارف نیستند ، از عارفانی که عاشق نیستند ، از عاشقانی که خالص نیستند و از مخلصانی که بسیجی نیستند ... از بسیجی نمایانی که جاهلند ، از ساکنان کوچه علی چپ ، از تمام خون هایی که رنگین ترند .
از تمام آنها که نماینده مجلس هستند اما نماینده مردم نیستند ، از ذاکرینی که یاد خدا نمی کنند .
از شورداران بی شعور ، از شعورداران بی شور .
از آنانکه نهج البلاغه و روزنامه را یک جور می خوانند از حسین پرستان، حسین نشناس ، از حسین دوستان زینب آزار .
از همه آنانکه زیارت عاشورا می خوانند اما عاشورایی نیستند .
از تمام سوال کنندگانی که بدنبال جواب نیستند .
از تمام آنانیکه هدفشان وسیله ایست که توجیه می کنند از تمام آنهاییکه کربلا می روند اما کربلایی نیستند.
از همه کسانی که قمه را فقط بر سر خود می زنند نه بر سر یزیدیان.
از تمام کسانی که شمع بیت المال را به این خاطر خاموش می کنند که جیبشان نسوزد از چشمهای نامحرم نواز ، از گوش هایی که کرهای مصلحتی هستند .
از آنان که توجیه می کنند . از آنان که توجیه می شوند .
از توجیه از توجیه از توجیه
| Design By : Night Skin |


