تبليغاتX
انـــــــــــتظار


انـــــــــــتظار

می آید و کلمه انتظار از واژه نا مه ها حذف خواهد شد

نوشته شده در ساعت توسط دخترباران| |

عشق یعنی اینکه :هر اس .ام . اسی بهت می رسه ؛ امیدواری اون باشه

عشق یعنی اینکه : برای هر کسی می خوای اس . ام . اس بزنی اشتباهی برای اون می فرستی !

عشق یعنی اینکه: دنبال یه موضوع می گردی که به اون اس.ام .اس بزنی

عشق یعتی اینکه: دایم موبایلت رو چک کنی ؛ نکنه از اون اس . ام .اسی رسیده باشه

عشق یعنی اینکه:همش فکر کنی موبایلت داره تو جیبت می لرزه ولی وقتی نگاه می کنی می بینی خبری نیست!

عشق یعنی اینکه: شب هایی که اس . ام .اس نمی زسن ؛ واقعا عصابت خرد می شه !

عشق یعنی اینکه:یک اس .ام .اس رو هم به خط همراه اولش می فرستی ؛ هم به خط ایرانسل ؛ هم ه خط تالیا و هم به خط تالیا و هم به...........

عشق یعنی اینکه: هروقت یک اس . ام .اس دیر می زسه ؛چندبار Send می کنی ؛ شاید اونا زودتر برسن !

عشق یعنی اینکه: پشت سر هم به اون تک زنگ  می زنی تا اس. ام و اس ها برسن.

عشق یعنی اینکه: گاهی وقت ها که واقعا هیچ حرفی برای گفتن نداری ؛ اس . ام .اس خالی می فرستی تا

بفهمه به یادش هستی !

عشق یعنی اینکه : هر جایی که یک جمله عاشقانه یا زیبا دیدی ؛ سریع برای اون اس . ام . اس می کنی

عشق یعنی اینکه:قبض موبایلت فقط مخابرات رو خوشحال می کنه !!!

عشق یعنی اینکه : دو هزار اس . ام . اس در ماه !

عشق یعنی اینکه : بیماری که همه می گن دچارش شدی .

عشق یعنی اینکه : اعتیادی که همه می کن به اس . ام . اس پیدا کردی !

عشق یعنی اینکه :آخر شعرهای این و اون اسم خودت رو می نویسی تا به اون بگی که چه قدر عاشقشی !

 

 

نوشته شده در ساعت توسط دخترباران| |

خیلی وقته که خودم دیگه نمی نویسم همش شعر و مطلب میزارم امشب هوائی شدم بازم بنویسم

 

برا اونائی که میان و من نمی شناسمشون ... برا اونائی که دردمو می خونن و همدلم میشن بدون اینکه

 

خودم بفهمم.. آه ای خدا........امروز بازم دلم گرقته بود... بازم شده بودم دختر بهونه گیری که مامانی تو اون

 

موقع ها دوسش نداره.. رفتم نشستم تو پارک.. اصلا حوصله ی درس خووندنم نداشتم... مامانم دید حالم بده

 

تنهام گذاشت خودش رفت نشست جائی که نبینمش و منو تنها گذاشت تو عالم خودم بودم .. می خواستم

 

بنویسم

 

اما قلم و خودکاری نداشتم... اون طرف تر بدتر از من یه کسی نشسته بودو داشت موزیک گوش میداد

 

من برگشتم نگاش کردم... اون داشت گریه میکرد... یه پسره  برام عجیب بود.. می خواستم برم بشینم پیشش

 

با هاش حرف  بزنم.. برا خودم که دل تنگی هامو از یاد ببرم.... حداقل سنگ صبوری یکی باشم و واسش

 

خواهری بکنم.. اما نرفتم موندم تو جایی خودم... رفتم تو حس و منم داشتم گریه میکردم.. آخه من که عاشق

 

نبودم پس چم شده بود....اصلا یه طور دیگه بودم... حالاشم که دارم تایپ می کنم بازم یه حال دیگم

 

دنیای من و اون پسره میدونستم خیلی فرق داشت اون عاشق بود از موزیکش فهمیدم

 

خیلی آروم داشت اشک می ریخت... داشت میخووند .. من این موزیک رو بارها شنیده  بودم

 

 

همیشه با منی حتی تو رویام

غزل گوی تو با ساز نفس هام

همیشه با توام نیستی کنارم

کلید این خیال و آتش ندارم

همیشه عاشقت بودم و هستم

دخیل حاجت و پیش تو بستم

همیشه خسته از دلتنگ دیدن

صدای گریه هامو بی تو شنیدن

بیا تا از غم و حسرت رها شم

تا از بغض و اشک و رها شم

بیا جونی بده به این شکسته

عزیزم این نفس هام به تو بسته

همیشه با منی صداتم اینجاس

یه عاشق با تو همیشه تنهاست

بیا نگذار دلم ایتجا یسوزه

نذار برگ دلم تنها بپوسه

بیا نگذار فقط اسمم بمونه

بیا تا از عاشقی دلت بخونه

 

دلم براش سوخت اما خودم که دلم گرفته بود کسیم نبود درد دلمو بشنوه.... منم هق هق گریه هامو شروع

 

 کردم

 

میدونستم تو اون جمع تو اون مکان برا من که یه دخترم گریه کردن مناسب نیست... اما دست خودم نبودم

 

اینقدر تو حس رفته بودم بهوئی دیدم اون پسره داره با چشمای سرخش منو نگاه می کنه نمی خواسنم کسی

 

با ترحم نگام کنه بعد یهوئی دیدم موزیکش رو عوض کرد و باز سرش گذاشت دیواره پشت سرش اینبار

 

داشت اینو می خووند

 

بازم دلم گرفته گریم اختیاری نیست (گریه ام اختیاری نیست)

آخه جز گریه منو کاری نیست

یه عمر از محبت بی نصیبم ای خدا

من غریبم ای خدا.. چرا جز گریه منو کاری نیست

اگه عشق همینه.. اگه زندگی همینه... نمیخوام چشمام دنیا رو ببینه

از لب های سردم خنده گریزونه

راز دل خسته ام هیچکی نمیدونه

بازیچه شدن تا کی ............افسردگی تا کی

اگه عشق همینه.. اگه زندگی همینه... نمیخوام چشمام دنیا رو ببینه

دل به هر که دادم بی وفائی دیدم

چه رنجها ئی که عمری از عشق کشیدم

اگه عشق همینه.. اگه زندگی همینه... نمیخوام چشمام دنیا رو ببینه

 

برامم جالب بود با اینکه همشو شنیده بودم ... بازم برام تازگی داشت... خیلی دلم می خواست تو اون لحظه

 

بنویسم.... شاید خالی میشدم.... ولی نه قلمی .... نه کاغذی.... چقدر خودخواه بودم.. من می خواستم

 

خودمو خالی کنم ... در حالیکه یکی دو قدم اون ورتر داشت میپوسید.... من خسته تر از این حرفا بودم .. که

 

بخوام به یکی دیگه هم دست یاری بدم.... من واسش تو اون لحظه دعا کردم که خدا کمکش کنه.. بعد زنگ

 

زدم مامانم اومد با پای پیاده  اومدیم خوونه من اومدم اتاقم و بیرون نیومدم ......... تا شاید تو اتاق خودم

 

 

خودمو تخلیه کردم..........

 

 

نوشته شده در ساعت توسط دخترباران| |

دل میگیه آخه باز نمیتونه بمونه پرواز کنه

آخه میگه پرنده بدون تو نمیتونه از قفس پرواز کنه

دنیای که تورو نداشته باشه بهش میگن سرباز خونه

آره جونم تو بهترینی ...من خارم بمون

تو نباشی .. یه روزی .. یه جائی من میشم بی جون

نذار بشم یه تک خوون بیا با من باش و...... بخوون

 

نوشته شده در ساعت توسط دخترباران| |

نوشته شده در ساعت توسط دخترباران| |

می گویند بیناترین انسان کورترین است می گویند لال ترین انسان سخن ورترین است می گویند کرترین انسان شنواترین است می گویند مست ترین انسان کسی است که شراب نخورده است می گویند تواناترین انسان لاغر ترین است می گویند اراده ی قوی مال انسان است نه آدم می گویند کسی را دوست داری و عاشقش هستی دستش را بگیر می گویند تا نمیری زندگی جاودان نداری؟ می گویند دلم تنگ است چرا انسان به دلش فکر می کند نه به قلبش میگویند خدا کجاست درون خود را نمی نگرند
نوشته شده در ساعت توسط دخترباران| |


Design By : Night Skin